الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

130

الغدير ( فارسى )

كشيده بودند و فرمان دادند كه اگر مردم رجاله نزديك شوند ، با پاشيدن نفت ، آنان را متفرق سازند . اول كسى كه چنين امريه‌اى صادر كرده بود ، وزير مهلبى بود . ابن حجاج شاعر ، به دفتر وزارت آمد ، از انبوه جمعيت و حيلهء دو وزير ، در پراكنده ساختن مردم به شگفت آمد و از ترس نفت بازگشت و گفت : - پس‌گردنى ، آن هم با پاشيدن نفت بر جامه و لباس ، هرگز به ذهنم خطور نكرده بود . - ورود به دفتر وزارت و رسيدن به خدمت وزير ، با دو تار از نخ جامه ، پيش من برابر نيست . - بار پروردگارا هركه اين سنت نهاد ، شكنجه و عذابش را دوچندان ساز . - در كورهء آتش كه جز حرامزادگان و زنان قحبه نباشند . - با گوشت تفتيده‌اش همان كن كه آتش سرخ با كباب كند . - بوزينه ، پيش من بزرگوارتر از آن كسى است كه چنين شكنجه را بر سگان روا داند . « 1 » شاعر ما ابن حجاج ، فراوان زبان به ثنا و ستايش اهل بيت گشوده و دشمنانشان را امثال مروان پسر ابو حفصه نكوهش كرده و دشنام گفته است ، تا آنجا كه نقادان سخن بر او خرده گرفته‌اند كه نمىبايد تا اين حد ، با زبانى تند و گزنده ، فحشهاى رسوا و ننگين بر زبان رانده باشد . ولى بايد گفت ، شاعر ما ، از ظلم و ستمى كه بر سادات اهل بيت رفته ، دلى پر خون داشته و اين برخورد شديدش با دشمنان خدا و دين ، به منزلهء آهى است كه از سينهء دردمند خيزد و ناله‌اى كه از سوز درون و خشم فزون مايه گيرد ، گويا مىخواسته عقدهء دل بگشايد و آبى بر جگر تفتيده پاشد ، نه اينكه فحش و ناسزاگويى را پيشهء خود ساخته ، در پرده‌درى و هتاكى راه هوا و هوس گرفته باشد و از اين‌رو ، مىبينيم كه سروده‌هايش نزد سرورانش عليهم السّلام مورد قبول و پذيرش واقع شده و از ناپسندى آن ، كريمانه چشم‌پوشى فرموده‌اند : سرور اجلّ ما ، زين الدين على بن عبد الحميد نيلى نجفى « 2 » در كتابش الدر النضيد فى

--> ( 1 ) . يتيمة الدهر : 3 / 70 . ( 2 ) . فقيهى يگانه و صاحب مقامات و كرامات است و از اساتيد دانشمند بزرگ ، ابن فهد حلى ( م 841 ) به شمار مىرود .